|
|
ای همـه معنی عشق بـی تو در زنجیـرم از همه خلق جهان من سراغت گیرم ای همه معنـی عشـق بـی تو من میمیـرم بوسه ای از لب مرگ جای تو میگیرم اولین آیــت عشــــــق آخرین دلبـــــر من موقع جــــــان دادن از تو پـر می گیرم آخرش می سوزم مثل پروانه چو شمـع ســاقیــا مهجــوری ، من از این دل گیرم آه سـردم یعنی ، کو ؟ کجایی معشـوق ؟ حســرت گرمی توست که نه در بر گیرم آفــــرین ها اما بر تـو و عشـــق تو باد پادشــاهـم با تــو ، تاج بر ســـر گیرم آخر ای مسـتی من به کدامین سـوگند نبـود قیـد زمـان ، چون به تو درگیرم آفتـابی بر خـاک ، زنده بـیـدل از توست قدحی پر کن عشق ، تا زدستـت گیرم بیدل ۷/۳/۸۷ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 خرداد1387ساعت 21:36 توسط بیدل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود یکی موند یکی نموند حرف راست یه قصه بود یکی موند با قرص ماه به غم عشق مبتلا یکی رفت چه بی وفا با دورنگی آشنا اون که موند ریشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از دردا نبود پشتشو دوری شکوند زیر آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهی شد تو قصه ها اون که موند یه قصه ساخت اما هی هستی شو باخت قصه ها به سر رسید اون به عشقش نرسید هیشکی خوابشو ندید گل یادشو نچید گم شدش تو قصه ها توی شهر عاشقا |