|
|
صفحه های دلم را تنها ورق میزنم دفترخاطرات نوشته هایش را خط به خط من و تو ... نه فقط من از حفظم که تو از دلم بی خبری غزل های بیدل مثنوی هزار و یک شب همه رویا بود به صفحه امروز رسیدم نه مثنوی ، نه غزل نوشته امروز روز تولدته منم فقط میگم تولدت مبارک...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 12:16 توسط بیدل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود یکی موند یکی نموند حرف راست یه قصه بود یکی موند با قرص ماه به غم عشق مبتلا یکی رفت چه بی وفا با دورنگی آشنا اون که موند ریشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از دردا نبود پشتشو دوری شکوند زیر آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهی شد تو قصه ها اون که موند یه قصه ساخت اما هی هستی شو باخت قصه ها به سر رسید اون به عشقش نرسید هیشکی خوابشو ندید گل یادشو نچید گم شدش تو قصه ها توی شهر عاشقا |