تبليغاتX
بسم الله الرّحمن الرّحیم
 

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

افشین یدالهی با صدای علیرضا قربانی


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 شهریور1386ساعت 2:28  توسط بیدل | 
 

 

چرا رفتی از وقتی رفتی، همه روزه میشکنم

ندونستی داغ عشقت تا ابد، میمونه رو تنم

تو که رفتی، بعد تو هر کی اومد یه تیشه زد

اخه فکر کردن بدم، زدی به سینه ام دست رد

من نمیخوام که بدونی، شعرم از دلتنگیه

واژه ء عشقم هنوزم از دو چشمم جاریه

گل نا امیدی ای گل تو دلم جوونه زد

وقتی گفتی که شدم، جلو رهایی تو سد

این یک تکرار برام که بشکنم بدون تو

ولی واقعیت اینه، خشنودم از شادي تو

فرصتی برام نمونده میخوام از خودم رها شم

میخوام از پیله این تن واسه عاشقی جدا شم

میدونم که سر سوزن واست ارزشی ندارم

اما اون دنیا می بینی که به یادتم هنوز هم

بیدل - ۹/۶/۱۳۸۶ - ۱:۲۶ بامداد

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 1:55  توسط بیدل | 
 

پیامبر(ص):نزدیک ترین شماها به من فردای قیامت، آن کسی است که اخلاقش در دنیا بهتر بوده!

 

دم از نهادم برنیاید ، تا روز دیدارت نیاید

کی خواهی آمد نور دیده ، شاید که فردایی نیاید

دل از فراقت سخت گشته ، همچون شقایق غرق در خون

ابر دل مجنون ببارد ، تا آن زمان لیلا نیاید

از عشق و مستی تار و پودی ، بر قالی یادت زنم یار

حتی اگر دانم که لیلی ، تا زنده مجنون است نیاید

دیگر نظر بازان بخندند ، در کار دلداري با تو

ای مه جبین بازا که از عشق جز نافه ي ریحان نیاید

چشمان یعقوبي خود را ، بر در گمارم تا تو آیی

یک لحظه از در برنتابند ، تا ماه کنعانم نیاید

بیدل بسان حافظ از عشق ، خواهد که جاویدان بماند

یارب مدد کن تا نیاید، روزی که دلدارش نیاید

                                                                      بیدل ۸/۵/۱۳۸۶ ساعت ۲:۳۷ بامداد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 10:30  توسط بیدل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود
یکی موند یکی نموند
حرف راست یه قصه بود
یکی موند با قرص ماه
به غم عشق مبتلا
یکی رفت چه بی وفا
با دورنگی آشنا
اون که موند ریشه پوسوند
دلشو غصه سوزوند
نالش از دردا نبود
پشتشو دوری شکوند
زیر آوار جفا
دل دادش به هر بلا
با همه عشق و وفا
راهی شد تو قصه ها
اون که موند یه قصه ساخت
اما هی هستی شو باخت
قصه ها به سر رسید
اون به عشقش نرسید
هیشکی خوابشو ندید
گل یادشو نچید
گم شدش تو قصه ها
توی شهر عاشقا

نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
بسم الله الرحمن الرحیم
پدربزرگ
جوجو اسکولار
اگه رفتی به یادش باش
تداعی خنک
عشق شهرزاد
بنویسیم آزادی ، بخوانیم قفس
دلتنگی
شوریده حال
عمو عاکف
خزان
صهبای بابا
مولود
صورتی
جعفرمان
خلوت دل
نرگسی
دختر خاله
پوتین
شاپری
سیب زمینی ها
آبای انزلی چی
رهــــــــــــــــا
کتاب مقدس
رشته دوستی
رضا جون
جایی شبیه قلب من
آواز پر جبرییل
چکاد
ایرانترانه
همایون
نجوای عاشقانه
دنیای تحقیقات
صد تا سلام
شهرزاد قصه گو
من هستم...
غم انگیزترین خوشحالی
چشمک
سفر روح
M.T خالی
هســـتــی
حدیث راز
شیطون شهر
راز عشق
یادداشت های یک خبرنگار
معلومات جغرافیایی
ديوانه در قفس
برای دلم مینویسم
دل اندیشه
فضولچه
آشغال
قاصدک آبی
فرزانه
پیشی کوچولو
دلکده