|
|
اونی که می خواستم دلمو شکستو |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 8:19 توسط بیدل |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 مرداد1386ساعت 3:3 توسط بیدل |
|
|
کسی که تنهاست اما تو هرگز با او تنها نیستی
اگر رهاشوی از بند عشق او بدان که نیستی
صدا کن مرا صدای تو خوب است
میگویند که او دوستدار مخلوق است
غافل می شوی از یادش و دنیا پرست می شوی گاهی
اما همیشه نگاهش به راه توست ، بدان تو کیستی
بیدل اگر شدیم از لطف لایزال اوست
چون رب نخواهد بخدا که نیستیم
یارب نجات ده که ما بندیان
جز اندرون به زندان تو آزاد نیستیم
التماس دعا ـــــــــــــ بیدل ـــــــــــــ ۲۴/۵/۱۳۸۶ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 3:13 توسط بیدل |
|
|
واژه واژه خواستي که به تمام حوصله قیصر امین پور |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 11:2 توسط بیدل |
|
|
یه زخم کهنه روی بالم
دل من از نژاد عشق
با صدای عبداللهی ترین ناصر |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 2:3 توسط بیدل |
|
|
دم از نهادم برنیاید ، تا روز دیدارت نیاید کی خواهی آمد نور دیده ، شاید که فردایی نیاید دل از فراقت سخت گشته ، همچون شقایق غرق در خون ابر دل مجنون ببارد ، تا آن زمان لیلا نیاید از عشق و مستی تار و پودی ، بر قالی یادت زنم یار حتی اگر دانم که لیلی ، تا زنده مجنون است نیاید دیگر نظر بازان بخندند ، در کار دلداري با تو ای مه جبین بازا که از عشق جز نافه ي ریحان نیاید چشمان یعقوبي خود را ، بر در گمارم تا تو آیی یک لحظه از در برنتابند ، تا ماه کنعانم نیاید بیدل بسان حافظ از عشق ، خواهد که جاویدان بماند یارب مدد کن تا نیاید، روزی که دلدارش نیاید بیدل ۸/۵/۱۳۸۶ ساعت ۲:۳۷ بامداد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 4:14 توسط بیدل |
|
|
ببین قلبم شکست اما نترسید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 0:34 توسط بیدل |
|
|
گل بارون زده ی من |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 9:12 توسط بیدل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود یکی موند یکی نموند حرف راست یه قصه بود یکی موند با قرص ماه به غم عشق مبتلا یکی رفت چه بی وفا با دورنگی آشنا اون که موند ریشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از دردا نبود پشتشو دوری شکوند زیر آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهی شد تو قصه ها اون که موند یه قصه ساخت اما هی هستی شو باخت قصه ها به سر رسید اون به عشقش نرسید هیشکی خوابشو ندید گل یادشو نچید گم شدش تو قصه ها توی شهر عاشقا |