تبليغاتX
بسم الله الرّحمن الرّحیم
 

همیشه عاشقی برام

شبیه یک دشت بوده

دشتی پر از گلهای ناب

خوشگل و یک دست بوده

دشت بزرگ عشق من

تک تک گلهاش آرزوست

آرزوهای جور واجور

برای اون  که آرزوست

دلم برای داشتن

همیشه اون دشت بزرگ

که گرمی تنش برام

میمونه خورشید بزرگ

برای ماه صورتش

برای چشم عاشقش

برای غنچه لبش

برای شاخه سبز اون

دستای سرو قامتش

مترسک همیشگیست

مترسکی که آرزوش

تو دست باد و بارونا

مثل گلهای پر پرن

دلی که چشم برا باشه

حتی اگه عاشق باشه

مثل لباسی مندرس

روی تن مترسکه

دلی که چشم برا باشه

حتی اگه عاشق باشه

می پوسه مثل تنۀ

مترسک میون دشت

نذار تو دنیای غریب

خسته و بی نشون بشم

همصحبت کلاغای

پررو و بی حیا بشم

نذار دلم بپوسه ای

دشت بزرگ آرزوم

نذار بشم مترسکُ

مرثیه خون گُلامون

نذار که تنهایی بیاد

من ضعیف ُ بشکنه

کسی که در وجود توست

همیشه تکیه گاه اون

(بیدل) ۲۱/۳/۱۳۸۶

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 11:27  توسط بیدل | 
The First Day
I wish I could remember the first day
First hour, first moment of your meeting me
If bright or dim the season it might be
Summer or winter for aught I can say
So, unrecorded did it slip away
So blind was i to see and to forsee
So dull to mark the budding of my tree
That would not blossom, yet, for many a May

If only I could recollect it !  Such
A day of days!  I let it come and go
As traceless as a thaw of bygone snow
It seemed to mean so little, meant so much
If only now I could recall that touch
First touch of hand in hand! - Did one but know
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 خرداد1386ساعت 16:36  توسط بیدل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود
یکی موند یکی نموند
حرف راست یه قصه بود
یکی موند با قرص ماه
به غم عشق مبتلا
یکی رفت چه بی وفا
با دورنگی آشنا
اون که موند ریشه پوسوند
دلشو غصه سوزوند
نالش از دردا نبود
پشتشو دوری شکوند
زیر آوار جفا
دل دادش به هر بلا
با همه عشق و وفا
راهی شد تو قصه ها
اون که موند یه قصه ساخت
اما هی هستی شو باخت
قصه ها به سر رسید
اون به عشقش نرسید
هیشکی خوابشو ندید
گل یادشو نچید
گم شدش تو قصه ها
توی شهر عاشقا

نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
بسم الله الرحمن الرحیم
پدربزرگ
جوجو اسکولار
اگه رفتی به یادش باش
تداعی خنک
عشق شهرزاد
بنویسیم آزادی ، بخوانیم قفس
دلتنگی
شوریده حال
عمو عاکف
خزان
صهبای بابا
مولود
صورتی
جعفرمان
خلوت دل
نرگسی
دختر خاله
پوتین
شاپری
سیب زمینی ها
آبای انزلی چی
رهــــــــــــــــا
کتاب مقدس
رشته دوستی
رضا جون
جایی شبیه قلب من
آواز پر جبرییل
چکاد
ایرانترانه
همایون
نجوای عاشقانه
دنیای تحقیقات
صد تا سلام
شهرزاد قصه گو
من هستم...
غم انگیزترین خوشحالی
چشمک
سفر روح
M.T خالی
هســـتــی
حدیث راز
شیطون شهر
راز عشق
یادداشت های یک خبرنگار
معلومات جغرافیایی
ديوانه در قفس
برای دلم مینویسم
دل اندیشه
فضولچه
آشغال
قاصدک آبی
فرزانه
پیشی کوچولو
دلکده