|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 بهمن1385ساعت 19:58 توسط بیدل |
|
|
رفتم رفتم رفتم و باره سفر بستم
با تو هستم هر كجا هستم از عشق تو جاودان ماند ترانه من با ياده تو زنده ام اي عشقت بهانه من پيدا شو چو ماه نو گاهي به خانه من كاريزت گل از دو خط در؛ در آشيانه من رفتم و باره سفر بستم با تو هستم هر كجا هستم آهم را مي شنيدي به حال زار من مي رسيدي نازت را مي خريدم تو نازه من را مي كشيدي به خدا كه تو از نظرم نروي چو روم ز برت ز برم نروي اگر مراد ما بر آيد چه شود شب فراق ما سر آيد چه شود به خدا كه از زحاله من خبر نشو كه به جز غم نصيبم از سفر نشد نروي يك نفس ز پيش چشم من كه به چشامم به جز تو جلوه گر نشد رفتم و باره سفر بستم با تو هستم هر كجا هستم رفتم رفتم رفتم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 16:32 توسط بیدل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود یکی موند یکی نموند حرف راست یه قصه بود یکی موند با قرص ماه به غم عشق مبتلا یکی رفت چه بی وفا با دورنگی آشنا اون که موند ریشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از دردا نبود پشتشو دوری شکوند زیر آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهی شد تو قصه ها اون که موند یه قصه ساخت اما هی هستی شو باخت قصه ها به سر رسید اون به عشقش نرسید هیشکی خوابشو ندید گل یادشو نچید گم شدش تو قصه ها توی شهر عاشقا |