|
ماهی خسته چشمهای آبی تو مثل یه دریا میمونه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 آذر1385ساعت 11:13 توسط بیدل |
|
|
خوندی نظر یادت نره ٬ دیگه خودت میدونی . درد گنگ نمی دانم چه می خواهم بگویم
مرجان سنگی است زیر آب
کسی نیست موجی که بی کرانس
شب عشق یه تنها . یه عاشق |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 آذر1385ساعت 19:31 توسط بیدل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود یکی موند یکی نموند حرف راست یه قصه بود یکی موند با قرص ماه به غم عشق مبتلا یکی رفت چه بی وفا با دورنگی آشنا اون که موند ریشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از دردا نبود پشتشو دوری شکوند زیر آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهی شد تو قصه ها اون که موند یه قصه ساخت اما هی هستی شو باخت قصه ها به سر رسید اون به عشقش نرسید هیشکی خوابشو ندید گل یادشو نچید گم شدش تو قصه ها توی شهر عاشقا |