تبليغاتX
بسم الله الرّحمن الرّحیم
 

امام رضا جون تولدت مبارک .

 

آسمان هشتم من ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 10:54  توسط بیدل | 
تو مي خواستي بری

تو مي خواستي بری

وقتي التماست كردم براي ماندن

فقط توي چشمها م خيره شدي

....و هيچ نگفتي

من هم نگاهت كردم

مي خواستم آنقدر توي چشمهايت زل بزنم كه قانعت كنم

نرفتن قانع از بودن و

اما مگر مي شد؟؟؟

مي خواستم به خود تلقين كنم كه نمي روي ...

مي ماني و باز حريم خالي بي كسي ام را با حرمت وجودت پر مي كني

مي ماني و باز به اين خلوت ياس آلود روحم اميد مي دهي

مي ماني و دست روي موهام  مي كشي

و اشك چشمامو با گلبرگ دستهات پاک میکنی

...ولي اشك كه روي گونه ام غلتيد دانستم كه رفته اي و براي هميشه رفته اي

حیف نماندی دنیای من باشی

 ...دنیای جزیره ای تنها

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 آذر1384ساعت 15:31  توسط بیدل | 

رفتم رفتم رفتم و باره سفر بستم
با تو هستم هر كجا هستم
از عشق تو جاودان ماند ترانه من
با ياده تو زنده ام اي عشقت بهانه من
پيدا شو چو ماه نو
گاهي به خانه من
كاريزت گل از دو خط در؛ در آشيانه من
رفتم و باره سفر بستم
با تو هستم هر كجا هستم
آهم را مي شنيدي به حال زار من مي رسيدي
نازت را مي خريدم تو نازه من را مي كشيدي
به خدا كه تو از نظرم نروي
چو روم ز برت ز برم نروي
اگر مراد ما بر آيد چه شود
شب فراق ما سر آيد چه شود
به خدا كه از زحاله من خبر نشو
كه به جز غم نصيبم از سفر نشد
نروي يك نفس ز پيش چشم من
كه به چشامم به جز تو جلوه گر نشد
رفتم و باره سفر بستم
با تو هستم هر كجا هستم
رفتم رفتم رفتم
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 3:58  توسط بیدل | 
تولد

جشن چشماتو گرفتند ، تو حضور سبز رویا
آسمون غرق نگاهت ، نمون لبریز دریا

جشن چشماتو گرفتند ، تو شب شادی یک سال
زندگی مدیون چشمات ، خاطره سرشار بر باد

* * * * *

جشن پاک مهربونی ، تو زلالی یه آینه
عکس نازنین چشمات ، تا تداعی یه آینه


جشن باشکوه بارون ، توی باغی عاشقونه
از غزل غزل نگاهت ، تا خود خودِ ستاره


جشن چشماتو گرفتند ، تو شب شادی یک سال
زندگی مدیون چشمات ، خاطره سرشار بر باد


* * * * *

جشن چشماتو گرفتند ، روی کاغذهای پاییز ،
تو شبی اگرچه ابری ، امّا مهتابی و آبی

جشن چشماتو گرفتند ، پُر انس و مهربونی
رنگ تو رنگ محبّت ، نقش چشمات آسمونی

* * * * *

پا به پای سوختن شب ، توی لحظه های موعود
با یه سرنوشت مبهم ، شب شبِ ستاره ها بود

جشنتو وقتی سرودم ، پیش من فقط تو بودی
امّا آخرهای شعرم ، رفتی و دیگه ،نموندی

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 آذر1384ساعت 13:3  توسط بیدل | 
 

    تولد بیدل رو به دوستاش تبریک میگم.

 تولدم مبارک 

     بهمین سادگی .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 15:21  توسط بیدل | 

ریاضیات درون

 

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنيد

مگر مساحت رنج مرا حساب کنيد

خط محيط دلم را شکسته رسم کنيد

خطوط منحنی خنده را خراب کنيد

طنين نام مرا موريانه خواهد خورد

مرا به نام دگر غير از اين خطاب کنيد

دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم

مگر به شيوه ی دیگر مرا مجاب کنيد

چوصخره های يخ از انجماد دلگيرم

مرا به حرم نفسهای عشق آب کنيد

در اين درنگ طويلی که پای من لنگ است

ز دست می روم دوستان شتاب کنيد

بلاغت غم من انتشار خواهد يافت

اگر که متن سکوت مرا کتاب کنيد

 

آخرین بانو

 

بي تو اما از تو سرشارم
بي تو در خواب و با تو بيدارم
رنگ چشمانت رنگ دل تنگي
خسته اي از اين آدم سنگي
كهربايي تو
من پري در باد
تو همه شعري
من همه فرياد
آخرين بانو
سايه را بشكن
شوق بودن را زنده كن در من
آخرين بانو رنگ رويا باش
بهترين فصل قصه ما باش
از نگاه من
بهترين نامي
خسته از راه بي سر انجامي
آخرين عاشق
آخرين همراه
از شب يلدا پل بزن تا ما
حجم آغوشت وسعت درياست
بي تو اين عاشق قايقي تنهاست
آخرين بانو سايه را بشكن

 

بیدل

+ نوشته شده در  شنبه 5 آذر1384ساعت 12:59  توسط بیدل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یکی بود یکی نبود
یه دروغ کهنه بود
یکی موند یکی نموند
حرف راست یه قصه بود
یکی موند با قرص ماه
به غم عشق مبتلا
یکی رفت چه بی وفا
با دورنگی آشنا
اون که موند ریشه پوسوند
دلشو غصه سوزوند
نالش از دردا نبود
پشتشو دوری شکوند
زیر آوار جفا
دل دادش به هر بلا
با همه عشق و وفا
راهی شد تو قصه ها
اون که موند یه قصه ساخت
اما هی هستی شو باخت
قصه ها به سر رسید
اون به عشقش نرسید
هیشکی خوابشو ندید
گل یادشو نچید
گم شدش تو قصه ها
توی شهر عاشقا

نوشته های پیشین
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
بسم الله الرحمن الرحیم
پدربزرگ
جوجو اسکولار
اگه رفتی به یادش باش
تداعی خنک
عشق شهرزاد
بنویسیم آزادی ، بخوانیم قفس
دلتنگی
شوریده حال
عمو عاکف
خزان
صهبای بابا
مولود
صورتی
جعفرمان
خلوت دل
نرگسی
دختر خاله
پوتین
شاپری
سیب زمینی ها
آبای انزلی چی
رهــــــــــــــــا
کتاب مقدس
رشته دوستی
رضا جون
جایی شبیه قلب من
آواز پر جبرییل
چکاد
ایرانترانه
همایون
نجوای عاشقانه
دنیای تحقیقات
صد تا سلام
شهرزاد قصه گو
من هستم...
غم انگیزترین خوشحالی
چشمک
سفر روح
M.T خالی
هســـتــی
حدیث راز
شیطون شهر
راز عشق
یادداشت های یک خبرنگار
معلومات جغرافیایی
ديوانه در قفس
برای دلم مینویسم
دل اندیشه
فضولچه
آشغال
قاصدک آبی
فرزانه
پیشی کوچولو
دلکده